SheytOOOnaK

 
یکم درد دل..........
نویسنده : SheyTOOnaK - ساعت ۳:٤٧ ‎ب.ظ روز ۳ آذر ۱۳۸٥
 

سلام بروبچ !!

یکم دلم خواست درد دل کنم! اول فکریدم همه چیز رو بگم ولی ............

ولی بعدش دیدم که بعضی چیز ها رو نمی شه گفت!

نمی دونم براتون اتفاق افتاده که بخواین یه حرفی که رو دلتون سنگینی می کنه به

کسی بگید ولی هر چی می گردید گوشی برای شنیدن حرفهاتون پیدا نمی کنید!

بعضی اوقات هم اصلا نمی شه احساسی که داری رو به زبون بیاری!

احساساتی که همیشه باهات هستن ولی بعضی اوقات یه هو....

 شاید براثر اتفاقی دلت رو به درد بیاره!

اون موقع است که می خوای بگی چرا؟؟؟؟

چرا؟

بعضی وقتا خسته می شی از تمام چیزهایی که دوستشون داری؛بهشون احتیاج

 داری؛همیشه همراهتن و.....

بعضی وقتا  هم می خوای بگی چرا من؟

یا اینکه چرا ......................

بی خیال.....

نمی دونم حرفهام رو درک می کنید یا نه!

ولی خیلی بده که ...

خیلی بده حرفهایی رو داشته یاشی که نتونی  به کسی بگی؛حتی اگه گوش

 شنوا هم داشته باشی !

خیلی بده که همیشه شنونده حرفهای دیگران باشی ولی هیچکس شنونده حرفهای

 تو نباشه!

بی خیال

شاد باشید!

 


 
comment نظرات ()